|
بهترین وبلاگ عاشقانه و آموزشی - تفریحی | ||
|
بر روی سنگ قبرم ننویسید در جوانی مرد بنویسید پیر شده بود پیر جوانی
بر روی سنگ قبرم ننویسید تنها بود بنویسید بهترین دوستش تنهایی بود بر روی سنگ قبرم ننویسید عشق در وجود او نبود بنویسید وجود او عشق بود بر روی سنگ قبرم ننویسید عاشق باران بود بنویسید باران موثر ترین داروی او بود بر روی سنگ قبرم ننویسید که کم تحمل بود بنویسید مشکلاتش بیش از اندازه بود بر روی سنگ قبرم ننویسید روزای آخر غمگین بود بنویسید شاد بود مرگش فرا رسیده بود بر روی سنگ قبرم ننویسید از دوری یار مرد بنویسید از عشق یار مرد بر روی سنگ قبرم ننویسید که روز تولدش مرد بنویسید که هرگز متولد نشد بر روی سنگ قبرم ننویسید نامش مسیح بود بنویسید نامش دیوانه بود بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمین نبود، نمازش شکسته بود بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبرم بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و ریشه دسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمیشد نشسته بود [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 09:26 قبل از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 04:31 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
گمـــــــــان می
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 09:13 قبل از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
پیشانی اَت بُقعه
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 09:03 قبل از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
نمیــــــدانمـــ تعبیـــــر نگاهتـــــــ
یا انتــــــظار ؟! از خواب پریدم چشام پر اشک بود بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد تنها یادگاری از تو عطرت بود که روی پیرهنم جا مونده بود سر کشیدم بوی نبودنت رو
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 08:59 قبل از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 08:32 قبل از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
من به اندازهی تقدیر توام .. که به دست روشنت دل بسته آسمون دل گرفته با منه .. گریه انگار که به من پیوسته حس خوب داشتنت همرامه .. این به من گرمیبودن میده من به این دلهره عادت دارم .. این تویی داره امونم میده تو تموم عاشقانهی منی .. که به هر جهت پر از احساسی تو با دستای قشنگت داری .. پل رویا رو برام میسازی من بدون تو یعنی یک مرداب .. میرسم به تیرگی یک خواب بگو این تاریکیها با ما نیست .. در میاد از پشت ابرا مهتاب ![]() [ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 08:41 قبل از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
وقتی قدم به کاشانه قلبم نهادی، ویرانه این قلب شکسته را امیدی تازه بخشیدی.
وقتی طنین صدایت کاشانه قلبم را پر کرد، روزگار خاکستری و شب های تاریک و خموش زندگی و لحظه های تلخ عمرم را از یاد بردم. وقتی چشمانت را که به وسعت دریا بود و به پاکی و زلالی آب بود به من دوختی و لبهای زیبایت برایم سخن گفت ، زندگی ام رنگ تازه ای به خود گرفت و تازه توانستم امید را به گونه ای شاعرانه معنا کنم ... آری ای پرنده کوچک قلبم، در کنار تو بودن و در رویای تو بودن برای من زیباست.
[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 08:30 قبل از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
خــوب ِ مــن ،
همین جا درون شعرهایم بمان
تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم . . . . . . . .
![]() [ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 01:04 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
چه روزگاریست حتی برای سکوت هم مجرم شناخته میشوی... چه خوب است که هنوز هم کسانی هستند که بتوانم از آن ها الگو بگیرم... من دوستی را که تو را فراموش کرده است را نمیخواهم من دوستانی را میخواهم که شب را به شوق وصل به تو سر میکنند من معلمی را که فقط فکر و ذکرش درس است را نمیخواهم من آن معلمی را میخواهم که الگویم برای زندگی شده است و درس سخت ریاضیش را برایم شیرین کرده است من خدا را در سجاده و مهر و تسبیح نمیخواهم من خدایی را میخواهم که او را در قلبم با تمام وجود حس کرده ام آی زمینی ها سکوت من همیشگیست... شنیدید یا فریاد بکشم... [ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 01:02 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
از دست دادمت ، به راحتی یک نفس ، به آسانی یک پلک ، سخت [ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 06:50 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
من پریشانم.. چه کنم با این همه بی قراری.. چهار هفته است که به خوابم نیامده ای.. خوابم از رد پایت خالیست.. خوابت را که میدیدم روزش را سر خوش بودم.. اما حالا نه از لذت شبانه خبری هست نه از خوشی روزانه.. خودت بگو چه کند این من بی تو... [ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 06:46 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
ای فلک گر من نمی زادی اجاقت کور بود؟ من که خود راضى به این خلقت نبودم [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 02:16 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
![]() این بار اگر زن ِ زیبایی دیدید هوس را زنده به گور کنید ! و خدا را شکر کنید برای خلق این زیبایی ... زیر باران اگر دختری را سوار کردید به جای شماره ، به او امنیت بدهید ! ... او را به مقصد ِ مورد نظرش برسانید ... نه به مقصد ِ مورد ِ نظرتان ! در تاکسی خود را به در بچسبانید ، نه به او ! بیائید فارغ از جنسیت کمی مـَـرد باشید کمی ....... مـَـرد ...............باشید [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 02:29 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 02:29 بعد از ظهر ] [
-`๑´- Yashar Ťя -`๑´- ]
|
||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
| ||